السيد الطباطبائي

21

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )

مىشود و فلسفه از آن مواد اوليه حقايق كلى فلسفى مىسازد اصول موضوعه فلسفى عبارت است از همان موادى كه علوم در اختيار فلسفه قرار مىدهد و البته همواره ضمانت صحت و سقم مواد به عهده علم است و فلسفه نمىتواند صحت و سقم مطلق آن حقائق فلسفى كه از مواد علمى تهيه شده تضمين كند . على هذا هر استدلال فلسفى كه متكى به مواد علمى باشد درجه صحت و استواريش تابع درجه صحت و اعتبار آن مسئله علمى است بخلاف استدلالات فلسفى خالص كه بر پايه بديهيات اوليه و اصول متعارفه قرار گرفته كه فلسفه مىتواند صحت مطلق آنها را تضمين كند لهذا آن قسمت از مسائل فلسفى كه مبتنى بر قبول مسائل حسى و تجربى يا حدسى و تخمينى طبيعيات و فلكيات بوده يا هست با تجديد نظرهايى كه در مسائل طبيعى و فلكى شده و مىشود مورد تجديد نظر قرار گرفته و خواهد گرفت . يكى از قسمتهايى كه فوق العاده لازم است مورد بررسى قرار گيرد همانا تفكيك مسائل فلسفى خالص از مسائل متكى به علوم است و تا كنون ديده نشده كه كسى در صدد اين تفكيك و تجزيه برآيد و اينجانب در نطر دارد كه پس از آنكه با دقت همه آن مسائل را از يكديگر تفكيك كرد در محل مناسبى بيان نمايد آنچه مىتواند در اينجا بيان كند همين قدر است كه مسائل عمده اى كه در فلسفه هست و به منزله ستون فقرات فلسفه بشمار مىرود از نوع مسائل فلسفى خالص است و فقط قسمتى از مسائل فرعى علت و معلول و قسمتى از مباحث قوه و فعل و حركت و بعضى قسمتهاى فرعى ديگر است كه خواه و ناخواه متكى به نظريه هاى علمى بايد بوده باشد و در حقيقت مسائلى كه مربوط به شناختن جهان هستى از جنبه كلى و عمومى است مثل مسائل وجود و عدم و ضرورت و امكان و وحدت و كثرت و علت و معلول و متناهى و نا متناهى و غيره جنبه فلسفى خالص دارد در سيستمهاى فلسفى حسى اصول نظريه ها مبتنى بر همين اصول موضوعه است بلكه گاهى بر فرضيه هاى غير قطعى كه از جنبه علمى نيز محقق شناخته نشده مبتنى مىشود و اين خصوصيت از همه بيشتر در ناصيه ماترياليسم ديالكتيك هويدا است منشاء اختلاف علوم و فنون از لحاظ اصول متعارفه و موضوعه و از لحاظ روش و اسلوب تفكر در هر يك از علوم و همچنين فلسفه يك عده اصول متعارفه و موضوعه معينى به كار برده مىشود كه در غير آن مورد استفاده نيست و در حقيقت هر يك يا چند اصل متعارف و اصل موضوع اختصاص دارد بمورد خاصى و همچنين